تو یکی از این سازمانهای فرهنگی،رفیقی داریم در رده "مدیران ارشد"!! متین و کم حرف، بطوری که بعضی اوقات بهش خرده میگیریم که:" بابا تو این جلسات اگه همیشه بی حرف و منزوی یه گوشه بشینی، دیگران راحت میان با حرافی و استدلالهای آبکی!! امکانات و برنامه ها و اعتبارات حقه واحد تابعه شما رو میگیرن و سرت میمونه بی کلاه!!"...اما گوشش بدهکار نیست که نیست!... و در مقابل این سکوت بیجا، بر خلاف خیلی از مسئولین، به محض اینکه یه خبرنگار میاد سراغش چنان زبون وا میکنه و در پوشش شفافیت! به نمایندگی از همه شروع میکنه به خالی بندی!! و بزرگنمایی اتفاقاتی که شاید اصلآ روزی برای اجرای اونها فرصتی پیش نیاد!!؟؟ که فقط باید باشید و اشتیاق!؟ این مدیر خدمتگزار رو برای پاسخگویی!! ببینید.
اگر چه در رندی رفیق ما تردیدی وجود نداره و پرحرفی ایشون در این مواقع ناشی ازخلآ های شخصیتی ایشون واسه مطرح شدن از طریق چاپ خبر و عکس در جراید کشوره!!؟ ولی عدم زیرکی و هوشمندی برخی نمایندگان رسانه های گروهی تو این وقتها خیلی عذابم میده که چطور بدون اجازه به ذهنشون واسه ایجاد یه جرقه،یه ابهام و یا یه پرسش آنچنانی،سرشونو میندازن پایین و مو به مو کاتب خالی های این بنده خدا میشن و بس!!
فراموش نکنیم از این دست آدما زیادن و همه میتونیم در قبال خیلی از ادعاهای اونا بخصوص سیاسیون طیف های مختلف اونم در آستانه انتخابات شوراها،نقش یه خبرنگار کنجکاو ،هوشیار، آگاه و مطلع رو ایفا کنیم و به دروغ پردازان عرصه فرهنگ و سیاست و اقتصاد و...بفهمونیم که شهوت کلام رو هم میشه مثل سایر شهوات! در وجودشون قلع و قمع کنند و در عمل، دم از خدمتگزاری به ایران و ایرانیان بزنند!