تبليغاتX
> در خلوت شب - "میم"مثل"ملاقلی پور"!!؟
خاطرات و نوشته های معنی دار!؟

 هیچ وقت فکر نمی کردم تو دوران بچگی وقتی از طرف بسیج بردنمون سینما فیلم "بلمی بسوی ساحل " رو ببینیم، طی سالهای بعد با کارگردانش اینقدر احساس صمیمیت کنم که به اسم کوچیک صداش کنم! یا شاید هم اون اینقدر روح بلندی داشت که به همه اونایی که دوستش داشتن، اجازه میداد راحت" آقا رسول" خطابش کنند!...

آخرین باری که"رسول ملا قلی پور" رو دیدم سینما فلسطین موقع نمایش اختصاصی "میم مثل مادر بود"، واسه اولین بار والده رو هم که اصرار کرده بود میخواد این فیلم رو ببنیه با خودم برده بودم ،یادمه در جواب خسته نباشید مادرم گفت:" حاج خانوم، یه دو رکعت نماز واسه مادرم بخونی ازم راضی باشه خستگی کار از تنم در میره" ... و وقتی در آستانه اربعین حسینی خبر رفتنش رو شنیدم، ناخواسته ذهنم رفت به این خواسته "رسول" از مادرم، به تصاویری از آخرین فیلم "رسول" که چقدر رو جمله"فبای الاء ربکما تکذ بان" تاکید داشت... آیه معروفی از سوره "الرحمن"... و اینکه به فاصله یکی دو روز بعد از فوتش قصد سفر زیارت مرقد امام حسین(ع) رو داشت...همه چی کنار هم!!...  من که میگم اون فهمیده بود وقت رفتنش نزدیکه وشاید واسه همین هم بود که دوستاش میگفتن "رسول" تو این یکی دو سال گذشته خیلی مهربونتر شده !؟...

 تلاش واسه جلب رضایت مادری که کنارش نبود، اون آیه کریمه، سفر کربلا ...چه خوب می شد آدما میدونستن کی میخوان برن!!... این مطلب رو فقط به خاطر اون نوشتم که همیشه واسم انسان شریف و بزرگ منشی بود، هنرمندی که رک بودن و صداقتش زبانزد همه بود و هیچگاه واسه ملاحظه این و اون از فیلماش نزد و واسه دلخوشی این و اون هم فیلمی نساخت!!؟.... روحت شاد "کربلایی رسول"! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 23:4  توسط سعید  |