تبليغاتX
> در خلوت شب - آغاز سیزدهمین سال آرامش!
خاطرات و نوشته های معنی دار!؟
امروز۱۱ فروردین سالگرد ازدواجمونه و دیروز هم سالروز تولدم بود یعنی ۱۰ فروردین! بعبارتی در پایان ۳۴ سالگی، سیزدهمین سال پیوند مشترک با خانومم رو آغاز کردم.... نمیدونم ۳۴ ، ۳۵ یا ۳۶چقدر سخته حساب کردن این چیزا!!!... از بی حواسی، تاریخ عروسی و تولد همسر محترمه رو با موبایل تنظیم کردم، الان چند سالیه راحتم! سر ساعت ۷ صبح روز مقرر زنگ میزنه و من همیشه اولین نفرم تو تبریک گفتن این مناسبتهای خطرناک!!؟... مادرم میگه ۱۵ تیر بدنیا اومدم ولی شناسنامه ام چیز دیگه ای میگه!!؟ بنابراین در دو مرحله میتونم خودمو لوس کنم!!... امشب هم یه جماعت مهمون داریم که نگو ونپرس! از صبح مثل پسرهای خوب و مودب رفتم خرید، میوه شستم و خشک کردم، ماست بورانی درست کردم، کاهو و کلم ریز کردم، وسایل هال خونه رو کمی جابجا کردم...والله دیگه یادم نمیاد، ولی بخدا بیکار نبودم!!؟...خدا کنه فقط نحسی ۱۳ امسال دامن مارو نگیره!؟...راستش از سفر اومدم و حالم خیلی جاست...یه هوای تازه.... خانومم تو ایجاد فضای گرم و صمیمی خونه خیلی موثره و از شما چه پنهون با اینکه میدونم گفتنش به ضررم تموم میشه!! ولی روز به روز بهش وابسته ترمیشم، نه اینکه زن ذلیل باشم ولی باور کنید کم کم که سن میره بالا، حضور یه دوست خوب تو زندگی، خیلی به آرامش آدم کمک میکنه....من که یادم نمیاد به کسی گفته باشم "زن نگیر"!... تازه خیلی موقع ها شده گفتم "بگیر" همین هم از دستت در میره !!؟ مهم اینه که با طرف مقابلت زندگی هدفمند،مستقل و شفافی رو شروع کنی، مطمئنم که خدا هم کمک میکنه تا آدم به تموم آرزوهاش برسه، هنر اینه که با همه حرف و حدیث ها ، فتیله توقع رو بکشی پایین،تو فکر "یه شبه ره صد ساله رو طی کنی" نباشی، بد کسی رو نخواهی و با پشتکار و دسترنج خودت ثابت کنی که میتونی طعم خوشبختی رو به تناسب وضعیتت در کنار همسرت بچشی...یا حق. 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 18:35  توسط سعید  |