امروز بعد از مدتها فرصت کردم برم موزه هنرهای معاصر...بینال مجسمه سازی بود...تموم گالریها مملو از آثار هنرمندای جوون و خلاقی بود که هر کدومشون یه دنیا حرف داشتند...دیدن تلفیقی از آثار حجم در کنار هنرهای به اصطلاح جدید مثل "ویدئو آرت" و "فتو آرت" و چیدمانهای متفاوت برام جالب بود...یاد بینال گذشته افتادم که تناولی دبیری اونو به عهده داشت و به رغم حضور خیلی دیگر از اساتید بنام و صاحب نظر واسم اینقدر جذابیت نداشت، البته بی شک من تخصصی در حوزه مجسمه سازی ندارم ولی امروز بوضوح خلاقیت و آفرینشهای هنری رو در آثار نسل جوونی که شاید برای نخستین بار به دور از دسته بندیهای مرسوم!! انتخاب شده بودن رو دیدم...جالب اینجاست تمومی اون آثاری که از منظر بنده حقیر حائز انتخاب نهایی بودن رو در فهرست برگزیده ها دیدم و وقتی در همین زمینه موضوع رو بیشتر جویا شدم، متوجه شدم انتخاب داوران با نظر خیلی از بازدید کننده ها همخونی داشته که البته از این اتفاق دو تا نتیجه میشه گرفت، یا درک هنری مخاطبان هنرهای تجسمی ارتقا یافته یا نه،هیات داوران محترم اونایی که باید باشن نیستند!! یا شاید هم اصلآ رویکرد بروبچه های خوش ذوق امروزی به این تقرب خجسته کمک کرده و موثر بوده!...در هر حالا امروز احساس غرور کردم از دیدن آثاری که با بکارگیری مکاتب هنری جدید و روشهای نوین، برای مردمی خلق شده بودن که خواهان تغییر ذائقه های سنتی نه چندان خوشایند خودشون در عرصه فرهنگ و هنر هستند... مردمی که با نگرشهای مختلف برای چند دقیقه به آثار نمایشگاه خیره میشدند و بعد با نگاهی رضایتبخش از اینکه امکان تحلیل یک اثر مدرن رو تجربه کرده بودن از اون دور میشدند...تغییر همیشه شرط اول تکامل بوده و ایرانی جماعت هم مثل همه آدمای اونور آب!! از این تغییر و تکامل لذت میبره،ولی به شرط اینکه هویتش رو هر چند نامحسوس در اون تغییر ببینه و خیلی تحقیر نشه!؟...بیاییم اعتماد کنیم به همه جوونای با هویت کشورمون و این تغییر تدریجی رو با همه آزمون خطاهای احتمالی از اونا بخواییم...بینال مجسمه سازی امسال میتونه مثال عینی خوبی باشه، برید ببینید.